ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1700

سفرنامه شاردن ( فارسى )

عقيده بودند كه اصولا خبر جنگ دروغ بوده است . برخى نيز مىگفتند چون اورنگ زيب پادشاه هند آگاه شده كه پس از مرگ شاه عباس ثانى جوانى بىتجربه و ناقابل به سلطنت ايران نشسته جنگيدن با او را كسر شأن خويش شمرده و از آن خيال درگذشته است . اگر اين گفته راست باشد بايد باور كرد كه اورنگ زيب از رويارو شدن با لشكريان ايران در هراس بوده و براى حفظ نام و شرف خويش بدين بهانه متوسل شده است . چه اين دستاويزها و عذرهاى سست و نادرست زمان قديم همانند روزگاران رستم پهلوان ايران قابل قبول بود كه فرمانده سپاهيان مخالف بىشركت سربازان با هم مىجنگيدند . اما ديرى است كه اين روش متروك مانده ، جنگ تن به تن منسوخ شده و سربازان دو صف مخالف با هم به جنگ برمىخيزند . از روى ديگر مراد از فتح تنها تصرف خاك دشمن نيست . بل كه هدف اصلى غارتگرى است . اين نكته نيز روشن است كه اورنگ زيب پادشاه هند تا سه ماه پس از مرگ شاه عباس دوم خيال جنگ با ايران ، و تصرّف قندهار را همواره در سر داشت ، و به تهيه تجهيزات ، و آماده كردن افراد سپاهى مشغول بود ، و به همين دليل رابطهء بازرگانى هند و ايران كاملا قطع بود ؛ و اگر چنانچه بر سر زبانها افتاده بود پادشاه هند به سبب حقير شمردن پادشاه ايران از جنگ صرف نظر كرده بود قطع رابطهء تجارى كارى نابخردانه بود . از افراد هوشمند و صاحب‌نظر شنيده‌ام و اين قول درست و منطقى مىنمايد كه اورنگ زيب بر اثر نصيحتگرى و رهنمايى خواهرش از حمله بردن به ايران صرف‌نظر كرد . خواهرش به او گفت دور از آيين خرد است كه پادشاهى افتخارات و سربلنديهاى قويم و قديم خود را به اميد كسب افتخارات موهوم تازه در معرض خطر و هدر اندازد . زيرا اگر پس از صرف مال و نيروى بسيار و كشته شدن عدهء زيادى از سربازانش به اندك پيروزى نايل آيد بر شكوه و شوكتش بسيار نمىافزايد ، اما اگر شكست يابد هيبت و سطوتش شكسته مىشود ، و بدان كه گشودن قندهار كارى آسان نيست . پدرت نيز دوبار با لشكريان بسيار به فتح آن كوشيد و كارى از پيش نبرد . افزون بر اين بيشتر فرماندهان و درباريان شهريار ايرانىاند ، يا گوهر از ايرانيان دارند ، و اگر جنگى ميان ايران و هند درگيرد احساسات ملى وادارشان مىكند كه از بروز اين جنگ خشنود نباشند ، و اگر جانب ايران را نگيرند بارى در پيروزى يافتن ايران